مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
175
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 835 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 462 - 461 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 112 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 483 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 7 ، ص 193 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 223 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص ( 100 - 99 ) . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 130 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 253 . بروجردى ، محمد ، مبانى حقوق اسلامى ( مختلف الاصول ) ، ج 6 ، ص 160 . استصحاب فرد مشكوك استصحاب مصداق متيقّن در سابق و مشكوك در لاحق استصحاب فرد مشكوك ، به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن فردى معين مىباشد كه نسبت به آن يقين سابق وجود داشته ، اما اكنون در آن ترديد شده است ؛ در اينجا بقاى فرد مشكوك استصحاب مىگردد ، مانند : استصحاب بقاى زيد در منزل و يا استصحاب بقاى نجاست سابق در لباس . نكته : در حقيقت ، استصحاب فرد مشكوك همان استصحاب فرد معين است كه به اعتبار شك لاحق ، به آن استصحاب فرد مشكوك گفته مىشود . نيز ر . ك : استصحاب فرد معين . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 132 . استصحاب فرد معين استصحاب مصداق مشخص در خارج استصحاب فرد معين ، مقابل استصحاب فرد مردد مىباشد ، و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن در خارج مصداقى معين دارد و يكى از خصوصيات آن بعد از شك استصحاب مىشود ؛ براى مثال ، شخصى به وجود زيد در منزل يقين داشت ، ولى اكنون در آن شك مىكند و سپس وجود او را در آن منزل استصحاب مىنمايد . اين استصحاب نزد اصوليون حجت است . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 411 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 249 . استصحاب قهقرى استصحاب شىء مشكوك در زمان سابق و متيقن در زمان لاحق استصحاب قهقرى به استصحابى گفته مىشود كه مشكوك آن در زمان سابق و متيقن آن در زمان لاحق مىباشد ؛ بر خلاف استصحاب مصطلح كه مشكوك آن لاحق و متيقن آن سابق است ؛ براى مثال ، مكلف يقين دارد كه الفاظ صلاة و صوم در زمان و زبان امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام ، در عبادات خاص حقيقت بوده است ، ولى شك مىكند آيا در زمان و زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم در همين معنا حقيقت بوده يا در معناى لغوى ؛ در اينجا زمان متيقن ، متأخر از زمان مشكوك است . و يا مانند اينكه شخص به عدالت زيد در روز جمعه يقين دارد ، اما در روز پنجشنبه در آن شك مىكند ؛ در اين مورد چنانچه با اجراى استصحاب ، عدالت او در روز پنجشنبه ثابت گردد ، استصحاب قهقرايى صورت گرفته است . درباره حجيت اين استصحاب ، بين اصوليون اختلاف است : اصوليون امامى معتقدند استصحاب قهقرايى حجيت ندارد ، مگر در يك مورد و آن در جايى است كه هماكنون يقين وجود داشته باشد كه در نزد عرف لفظى براى معنايى وضع شده است و بعد شك به وجود آيد كه آيا در سابق - مثلا در عصر ائمه عليهم السّلام - نيز براى چنين معنايى وضع شده بوده يا نه ؛ در اين مورد با تمسك به استصحاب قهقرايى و اصالت عدم نقل ، ثابت مىشود كه در آن عصر هم براى همين معنا وضع شده است . اما حجيت اين مورد ، از باب حجّيت استصحاب مصطلح نيست ، زيرا دليل حجّيت استصحاب اصلا شامل اين مورد - كه مشكوك آن در زمان سابق ، و متيقّن آن در زمان لاحق است - نمىشود و از باب اصول عملى تعبّدى نيست بلكه از سنخ اصول لفظى عقلايى مورد امضاى شارع است ، و در صورت تعارض با مفاد استصحاب مصطلح ، برآن حكومت دارد ، زيرا اصل ، نمىتواند با دليل معارضه كند . نيز ر . ك : استصحاب عدم نقل ؛ استصحاب منعكس . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 16 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 104 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 114 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 547 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 285 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 252 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 62 . زنجانى ، ميرزا باقر ، تحرير الاصول ، ص 10 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 8 - 7 ) . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 7 ، ص 14 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 14 . استصحاب كلى حكم به بقاى مستصحب كلّى در ضمن افراد استصحاب كلى ، استصحابى است كه مستصحب ( متيقن سابق ) آن ، كلى است ؛ به بيان ديگر ، هرگاه وجود كلى در ضمن فردى از افرادش يقينى باشد ، آنگاه ، در بقاى آن كلى شك شود و